تحول نظام آموزش و پرورش از طریق اصل44 قانون اساسی

سید محسن حسینی (نیکوفکر) ابتدا عرض کنم که حدود30  سال به طور شبانه روزی مشغول مطالعه و پژوهش و تجربه اندوزیدر خصوص تعلیم و تربیت (بخصوص تربیت) بوده ام و از روسای جمهور یا وزراء یا کارشناسان علمی مختلف، تا به حال ده ها تاییدیه علمی و تقدیرنامه اخذ کرده و در سه جشنواره ملی حائز رتبه برتر شده و عضو انجمن مخترعین کشور (با120  اختراع ثبت شده در خصوص لوازم کمک آموزشی ریاضی و علوم) و عضو انجمن ریاضی ایران و کارآفرین برتر کشوری هستم و مجموعه های فراوان علمی فرهنگی با رصدخانه ها و مجموعه های آزمایشگاهی فراوان در تهران و برخی شهرستان ها تاسیس کرده و از اموال شخصی،  هزینه پژوهش های خود برای یافتن راه های بهینه تعلیم و تربیتی نموده ام. در نظام آموزش و پرورش فعلی جهان فقط به نمره20  در تعلیمات علوم و آن هم، نه به صورت مفهومی، بلکه به صورت حافظه ای، توجه می گردد و از تربیت واقعی غافل هستند، تربیتی که بتواند انسان را در خودشناسی که همان خداشناسی است، مهارت بخشد، در نتیجه کودکان را تبدیل به افرادی پو£ گرا و بی هویت و معتاد و بزهکار و گوشه گیر و یا فاقد عزت نفس و خجالتی می نماید! کودکانی که اگر پزشک یا مهندس هم شوند باز هم دچار افسوس و گمراهی یا بیکاری و هزار و یک رفتار غیر منطقی و غیر اخلاقی می شوند! همه اش از جهان گفتم، حال برگردیم به ایران خودمان: در ایران خودمان، هم در تعلیم علوم ضعف داریم و هم در تربیت، یعنی در سه حیطه شناختی یا عاطفی و یا روانی حرکتی دچار ضعف هستیم. با نگاهی گذرا به آمار موجود در آزمون بین المللیTIMSS  وPIRLS  که آزمون ریاضی و علوم و ادبیات در بین کشورهاست، پی می بریم که دانش آموزان ایرانی در دوره های ابتدایی و راهنمایی و در دروس ریاضیات و علوم و ادبیات، ضعف هستند. در تربیت کودکان نیز هزاران مشکل و مسئله داریم، کودکانی تربیت می کنیم که درحضور جمع، حاضر به ابراز وجود نیستند و از اعتماد به نفس کافی برخوردار نبوده و با مهارت های مهم زندگی، آشنا نشده و یا آنها را در وجود خود نهادینه نکرده اند و به همین دلیل باکوچکترین مصائب زندگی، به سوی اعتیاد یا بزهکاری می روند و اگر هم تعدادی از دانش آموزان به مراحل المپیادها کشیده شده و یا درزندگی خود موفق و شاد هستند، باز هم تعداد آنها بسیار پایین بوده و مسئولین مربوطه از ارائه دادن آمار واقعی به مردم کوتاهی می نمایند، آماری از حضور مستمر و فراوان کودکان در مراکز مشاوره روانی، آماری فراوان از بر چسب زدن بیش فعالی به کودکان سالم و بازی جو، آماری فراوان استفاده مستمر بخش عمده ای از بزرگسالان (کودکان و دانش آموزان گذشته) از قرص های آرام بخش و خواب آور؟!! دردها فراوان است و همگی درگیر آنها هستیم و اما درمان کجاست؟ ناگزیر هستیم که از طریق اصل44  قانون اساسی فقط حدود20 % از وقت مدارس (نظام تعلیم و تربیت کشور) در اختیار بخش خصوصی با سه ویژگی اساسی (فعال بودن، خلاق بودن و نیک اخلاق بودن) اعضای آن، گذاشته و بودجه آن را از طریق مجلس شورای اسلامی تصویب و تامین نماییم. در این راه درمانی، پیش بینی شده است که تعداد120/000  نفر از دانشجویان و فارغ التحصیلان جوان و مستعد در کشور،....

                                                                                                    ادامه مطلب

راهکارهای کاربست آموزه های مدرسه

ابوالفضل فضلی (سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) زندگی بشر امروز در مقایسه با زندگی گذشتگان که ساده و همراه با رنج و مشقت و سختی بود به مراتب بهتر و راحت تر، ولی پیچیده تر شده و هر لحظه در حال نو شدن است . در حالی که بشر در قرن19  و قبل از آن از وسایل بسیار ابتدایی و ساده برای گذراندن زندگی خودش استفاده می کرد، از اوایل دهه1980  جهان وارد عرصه نوینی شد و عرصه های مختلف زندگی انسان دچار دگرگونی و تحول شد که فهم آن با بکارگیری واژگان قبلی میسر نمی باشد و عصر نوین بشری با اصطلاحاتی چون جهانی شدن، عصر انفجار اطلاعات، جامعه اطلاعاتی و ... شناخته می شود. انسان قرن حاضر از وسایل بسیار پیشرفته در داخل خانه و سریع السیر چون هواپیما و اتومبیل و ... در بیرون خانه استفاده می کند و از زمان، نهایت استفاده را در جهت نیل به آمال و اهداف خودش می برد. رشد سریع و فزاینده علم و تکنولوژی سبب شده که کالاها و فراورده های سایر نقاط جهان، بیش تر و سریع تر از گذشته در اختیار مردم روی زمین قرار گیرد و دانش امروز بشر، محدود به یک نقطه و کشور خاصی نیست و در عرض چند ثانیه تبادل اطلاعات و دانش از طریق مطبوعات و رسانه ها و از همه  مهمتر اینترنت انجام می پذیرد. امروزه انسانی موفق است که با درک زمان، خودش را مجهز به علم روز کرده و از قافله تمدن و پیشرفت عقب نماند و طبق برنامه و با توجه به زمان پیش برود. چون این تکنولوژی و پیشرفت محصول فکری جامعه بشری است و از این رو کابردهای آن را میزان اطلاعات ، آگاهی و اراده فردی و جمعی تعیین می کند . این عصر، عصر تنوع و پیچیدگی در روابط انسانی، علوم زمان و شغل های مختلف است و از ویژگی های بارز این عصر که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و توجه به آن امری ضروری است نه محوریت دانش و اطلاعات بلکه کاربرد این دانش و اطلاعات وانتقال آن در یک چرخه و بازخورد فزاینده میان نوآوری و کاربرد نورآوری است و متناسب با این پیچیدگی در روابط انسانی و علوم زمان، شغل های مختلفی نیز ایجاد شده است . پس در راستای این پیچیدگی و تنوع، کشورها نیز باید در تربیت نیروی انسانی خویش اقدام نمایند. کشورها پیشرفت نخواهند کرد مگر اینکه شخصیتهای رشد یافته، مغزهای اندیشمند و دستهای ماهر و توانا برای این امر تربیت شوند تا با علم و آگاهی بیشتر زمینه های کاربست علم و تکنولوژی را در تمام عرصه های زندگی و جامعه پیاده نمایند و مطالب و موارد این علوم را از حالت سکون درآورده و  به بالفعل و وارد چرخه فعال تولید تبدیل نمایند. از گذر این اتفاق مهم چرخه تولید و توزیع به حرکت درآمده و در سایه آن مشاغل مختلف ایجاد می شود تا هزاران نفر بیکار در این عرصه مشغول شوند . چون توسعه و افتخار هر ملتی به پرورش صحیح مغزها و توسعه فرهنگی، اندیشه ها و ... است و منابع انسانی آگاه و کارآمد هر جامعه موتور حرکت و کلید فتح مشکلات و سرمایه توسعه و تعالی آن کشور است. در عصر پیش رو ، الگوی انسانهای کارکردگرا در ابزارها و تجهیزات چند منظوره برای استفاده بهینه از زمان و منابع لازم، تا رسیدن به چشم  انداز و اهداف تعیین شده و پندآموزی از نخبگان و نوادر جهان است. از این رو در عصر حاضر تنها هدایت منابع انسانی به سمت کارکرد گرایی ، قادر به بهبود مستمر در مسیر تعالی و در نهایت بقای فرد می باشد، و اکتفا نمودن به مشتی محفوظات دور از ذهن و مطالب صوری و تئوری های فرضی و مجازی نه تنها هیچ دردی را دوا نخواهد کرد بلکه تمام دانش آموزان ما را ضمن اخذ مدرک دانشگاهی و با کسب پرستیژ تخیلی به فکر نشستن در پشت میز و مصرف  گرا شدن سوق داده و تعداد بیکاران جامعه اضافه خواهد شد. پس ما باید به این مسئله به عنوان یک معلول نگاه کنیم که علتهای مختلف در بروز این قضیه دخیل بوده است. اگر بخواهیم معلول را از پیش رو برداریم باید موانع موجود و علتها را بشناسیم و اگر به این علتها توجه نکنیم غیر از تغییرات جزئی که ممکن است اتفاق بیفتد نباید انتظار معجزه داشته باشیم. توسعه و تحقق چشم انداز و آرمانهای یک کشور نیاز به دانش و تکنولوژی و از همه مهمتر بهره برداری درست و کاربست مناسب این امکانات و ظرفیتهای موجود در آن کشور دارد. برای رسیدن به چنین اهداف و آرمانها باید از منابع، پتانسیل ها و استعدادها و از همه مهمتر از منابع انسانی و امکانات آن به نحو شایسته استفاده کرد. چون ماهیت پیچیده و شتاب تصاعدی تغییر و تحولات جامعه جهانی به گونه ای است که سرعت فزاینده این نو شدن با دهه های قبل قابل مقایسه نیست و این شتاب نه فقط در تغییر ابزار و فناوری بلکه حتی در نوع نگرش انسان نسبت به خودش و جهان پیرامونش رخ داده است و سبب پیدایش تحولات تازه ای درنظام اجتماعی  از جمله نظام تعلیم و تربیت شده است . دانش آموز امروز ما نمی تواند صرفا بااطلاعات و علوم حفظی و انبار نمودن آنها در ذهنش وارد جامعه شود چون امروزه صرف یادگیری لازم است ولی کافی نیست. بلکه میزان آگاهی و اطلاعات فردی را میزان کاربرد آن اطلاعات و علوم توسط فرد تعیین می کند. چون ویژگی جامعه کنونی نه محوریت دانش و اطلاعات بلکه کاربرد این دانش و اطلاعات و نحوه انتقال آنها در چرخه زندگی، اقتصاد و تولید شرط اصلی است . پس اتکای صرف به موضوعات و مطالب کتب درسی نه تنها باعث رشد و پیشرفت جامعه نخواهد شد بلکه باعث عقب ماندگی و بیکارشدن نسل امروز جامعه که در آینده گرداننده چرخ جامعه هستند، خواهد شد. در اصل باید علم آموزی کشور ما از توجه بیش از حد به مطالب صوری و تئوری و نمره و ... منصرف شده و با تدوین و غنی سازی مطالب کتب درسی در مسیر خویش به طرف آموزش به روش کارگاهی ، ازمایشگاهی (البته در عمل) و مشارکتی و ... حرکت کند و در این زمینه تالیف کتب درسی مناسب، تقویت دروس فوق برنامه و تکمیل و توجه به رشته کار و دانش و ... مفید و موثر خواهد بود . ملاحظه می کنیم که جهان در عصرکنونی با بهره گیری از نتایج حاصل از قرنها تلاش با پشت  سرگذاشتن سیر تحولات جهانی به این نتیجه رسیده است که تنها به وسیله هدایت نیروی انسانی به سمت کارکردگرایی قادر به بهبود مستمر توسعه و تعالی و در نهایت بقای خود خواهد بود. زندگی در جهان پرتکاپو، چابکی نوآوری و تحول فناوری در عصر هزاره سوم ، زمینه های طرح اندیشه ای نوین برای بهره برداری از دانش روز با قابلیت اطمینان بالاتر را پیش رو قرار می دهد و نیل به این هدف جز از طریق شناخت و مدیریت صحیح و آگاهی از سیر تغییر و تحولات دنیای امروز میسر نمی گردد. احتمالا درهیچ عصری از فعالیت های دامنه داری که در حال حاضر برای پیشبرد جنبه های نظری و عملی به عمل می آید برخوردار نبوده است. در این قرن آموزش  و پرورش اهداف خود را با توجه به نیاز جامعه تغییر داده است و هماهنگ با حال و هوای این عصر به اردوگاه تجربه گرایی و کاربرد عملی علوم درعرصه های زندگی گام نهاده است .....

                                                                                           ادامه مطلب

آموزش و پرورش مظلوم

غلامرضا رحیمی - معلم بازنشسته وزارت آموزش و پرورش تنها متولی تعلیم و تربیت نیست: جامعه، مدیران، صدا و سیما و رسانه ها، خانواده، حتی دوستان و آشنایان و مردم کوچه و بازار و... نهادهایی بسیار موثر در شکل  گیری و جهت  دهی تربیت و فرهنگ جوامع هستند. اگر ملتی به رشد و سعادت و توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می  رسد به واسطه  این ابزارهاست و اگر به جهتی غیر از آن متمایل می  گردد نیز به این عوامل بستگی دارد. همسویی یا غیرهمسویی علل مذکور، دلالت مستقیم بر نتایج مثبت و منفی امر آموزش و پرورش دارد. نخبگان و روشنفکران هر جامعه، فلسفه و جهت  گیری آموزش و پرورش را تعریف می  کنند. مسلما در هر نقطه  ای از دنیا دیدگاه های مختلفی بر اساس بنیانهای فکری و اعتقادی طراحی می  شود، اما عوامل یاد شده در شکل  گیری فرهنگ جوامع، مشترک هستند. هر زمان، این علل، حرکتی همگام و هماهنگ داشته باشند، نتایج درخشان آن در فرهنگ عمومی مردم جلوه می  کند. راستگویی و صداقت، تعهد، وجدان  کاری و... در مسئولیتهای مختلف از نتایج مطلوب هماهنگی نهادهای تربیتی می  باشند. در چنین شرایطی مردم از نظر روحی و روانی آرامتر بوده و از درگیریهای شخصی یا گروهی گریزانند و انتقاد به عنوان یک اصل مهم پذیرفته شده در بین ایشان می  باشد و افراد یا گروههای مختلف، عقاید حتی متضاد یکدیگر را محترم می  شمارند و زندگی در کنار هم با دیدگاههای گوناگون، یک امر طبیعی و منطقی خواهد بود. با چنین ویژگیهایی، بنیا نهای آرامش اجتماعی ایجاد می  گردد. دولتها نیز بر همین اساس قادر خواهند بود روحیه  انتقاد پذیری را در خود تقویت کرده و  به نقد کنندگان احترام بگذارند و با شناسایی ضعفها و عیوب خود نسبت به اصلاح آنها اقدام کنند. اما در جوامعی که نهادهای مختلف تربیتی، همسو و هماهنگ عمل نمی  کنند، فقدان مسئولیت  پذیری و ضعف تعهد کاری در جامعه بیشتر به چشم می  خورد. در چنین  شرایطی است که روحیه  نقد پذیری از میان رفته و هر کس طالب به کرسی نشاندن دیدگاه خود است. تا جایی که کوچکترین مشکلات، بزرگ  نمایی می  شود و گروههای مختلف دائما در فکر سرزنش، سرکوفت و یا حتی سرکوب یکدیگر هستند.نگارنده که خود معلم بازنشسته  می  باشد، بارها - مانند سایر مردم خصوصا کسانی که نقش مستقیم در فعالیت مدارس دارند - شاهد تقابل نهادهای تربیتی بوده و انتظار دارد با نقد مطالب مطروحه توسط خوانندگان محترم، ترویج روش «انتقاد از خود» که اصل مهم در تربیت اسلامی است پویا و بازنگری گردد. یقینا بهترین شیوه برای ارزیابی یا شروع فعالیت جدید در زمینه  های مختلف، تحقیق و بررسی سابقه  آن و استفاده از روش های آماری و علمی است. البته روش آزمون و خطا به عنوان یکی از راههای پرهزینه با خطر پذیری بالا و احتمال صدمات بزرگ مادی و معنوی نیز وجود دارد که معمولا با بررسی بازخورد و نتیجه  فعالیتها همراه است.متاسفانه در سیستم فرهنگی ما تعصب در اجرای شیوه های اشتباه، سد محکمی در برابر خلاقیتها، ابتکارات و نوآوریها گردیده است و هر زمان که اراده کرده  ایم تغییراتی در سیستم معیوب خود ایجاد کنیم به جای آنکه از روشهای قبلی، ارزیابی دقیقی داشته باشیم و با نگاه به گذشته و نتایج آن به اصلاح امور بپردازیم، با کپی  برداری از کشورهای دیگر در صدد «تحولات بنیادین» در آموزش و پرورش برآمده و این داستان، سالهاست که ادامه دارد و با تغییر مدیران عالی  رتبه در نهادهای مختلف تربیتی به ویژه وزارت آموزش و پرورش، با طرح شعارهای جدید، اقدامات گذشته مطرود و محکوم می  گردد و چند صباحی سرگرمیهای متفاوت و تازه به وجود آمده و بحث محافل و رسانه  ها می  گردد. برای روشن شدن موضوع، بیان برخی واقعیات ملموس و عینی ضرورت دارد. در ابتدا طرح سوالاتی با جوابهای واضح ضرورت دارد تا از این راه به بررسی «بازخورد و محصول» فعالیتهای آموزش و پرورش (به معنای کلی و اولیه  آن) پرداخته شود؛ - جرم و جنایت و بزهکاری و فعالیت قوه  قضاییه و پلیس خادم ملت چه میزان است؟ - آمار واقعی معتادان به مواد مخدر (با وجود فراوانی و انواع آن تا2000  نوع به گفته  برخی مسئولین و قیمت ارزان آن) چیست؟ - آیا آمار جوانان سیگاری یا میانگین سن شروع اعتیاد به سیگار را می  دانیم؟ - تعهد و مسئولیت  پذیری و پاسخگویی به مشکلات مردم و خدمتگزار جامعه بودن به وصیت امام راحل (ره) یا به گفته  مسوولین، طرح تکریم ارباب رجوع به کجا رسیده است؟ - تا چه حد در مبارزه با تهاجم فرهنگی به تاکید مقام معظم رهبری، موفقیت حاصل شده است؟ -  و...

                                                                                                    ادامه مطلب

کاربرد فناوری و اطلاعات در آموزش و پرورش

صفی الله ملکی-کارشناس ارشد امور فرهنگی مقدمه دنیای قرن بیست و یکم در واقع دنیای استیلای فناوری نوین اطلاعات بر پدیده ها و فعالیت های علمی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خواهد بود. سیستم های آموزشی به تبع آن آموزش و پرورش، هرگز نمی تواند خود را منفک از دیگر نهادهای اجتماعی، ملی و فعل و انفعالات گسترده بین المللی بداند، زیرا جامعه آموزشی مرکز ثقل تغییرات و تحولات هزاره سوم خواهد بود. در قرن حاضر منابع طبیعی سرمایه نیست بلکه داشتن اطلاعات سرمایه محسوب می شود. جامعه اطلاعاتی و فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات، به عنوان عامل نجات ودر عین حال ممکن است تهدید کننده تلقی شود. اگر چه این فناوری ها به هیچ وجه بی طرف و خنثی نیستند، اما باید آنها را همان گونه که هستند- وسایلی برای کسب اطلاعات و برقراری ارتباط که با ساختارهای موجود جامعه پیوند خورده اند پذیرفت. در عین حال از آنجا که فرایند تغییر و تحول در ماهیت نهادهای اجتماعی بشری قرار دارد، سیستم های آموزشی نیز در آینده نزدیک دستخوش تغییر و تحولات و یا حتی چالش های احتمالی خواهند شد. اما مسئله اساسی این است که چه استراتژی هایی را بایستی اتخاذ کرد که نظام های تربیتی و آموزشی در قرن بیست و یکم سنتی نباشد بلکه همگام با رشد و پیشرفت بشری به بازسازی و بازآفرینی خود بپردازد تا بتواند در رقابت های جهانی مبارزه کند و عامل تحول و توسعه باشد. فناوری اطلاعات چیست؟ «فناوری اطلاعات» فنونی است که ما را در ضبط، ذخیره سازی، پردازش، بازیابی، انتقال و دریافت اطلاعات یاری می کند. (کیت بهان، دیاناهولمز، ترجمه آذرخش و مهرداد،1377 ) هر چند فناوری اطلاعات، اصطلاحی است جدید،  اما از لحاظ مفهومی قدمت آن به قدمت اشتیاق انسان به برقراری ارتباط می رسد. در حال حاضر سیستم های اطلاعاتی، ما را قادر می سازند تا سیستم های اطلاع رسانی کارآمدی به وجود آوریم. امروز بدون کاربرد معقول فنون اطلاعاتی، فعالیت ها تقریبا بی فایده و بی حاصل خواهد بود. برای تسریع و سهولت تصمیم سازی و تصمیم گیری به اطلاعات نیاز داریم. هدف اصلی سیستم های اطلاعاتی کسب اطلاعات، پردازش آن به صورت مفید و در دسترس قرار دادن آن برای انجام وظایف مختلف است. یکی از نقش های سیستم اطلاعاتی در آموزش و پرورش،  ایجاد این اطمینان است که بتوانیم در مواقع لزوم اطلاعات مورد نیاز خود را تهیه کنیم. باید کوشش کنیم تا اطلاعات مورد نیاز را پیش بینی نموده، هنگام لزوم در دسترس داشته باشیم. یا به اصطلاح به روز کردن اطلاعات است. کشورهای در حال توسعه علاوه بر مشکل دسترسی به فناوری، با مسائل ساختاری و رفتاری مرتبط با آن نیز روبرو هستند. کارآیی در زمینه این فناوری ها به عوامل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، فنی و سطح پیشرفت نرم افزار و چگونگی نهادینه شدن و بهره گیری از آنها بستگی دارد. (هنسون و رولا، ترجمه حیدری،1373 ) علاوه بر عوامل فوق، چهار نیروی دیگر که در پذیرش فناوری جدید اطلاعاتی و ارتباطی در آموزش و پرورش موثرند عبارتند از: 1- ایجاد نگرش و باورهای مثبت نسبت به فناوری اطلاعات 2- انقلاب نهادهای جدید اطلاعاتی 3- اطلاعات و ساختارهای اجتماعی متناسب با جامعه اطلاعاتی 4- فرایند به کارگیری فناوری های اطلاعات نقش فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش کشورهای توسعه نیافته: بر پایه نظرات سازمان بین المللی یونسکو در بررسی مشکلات ارتباطات، یکی از نقش ها و وظایف فناوری ارتباطات و اطلاعات در جامعه، موضوع آموزش وپرورش است. یعنی هم انتقال اطلاعات لازم برای رشد افکار، ساخت و پرورش شخصیت و فراگیری مهارت ها، هم پیام های متنوع و گسترده لازم به منظور کمک به فراگیران در شناخت، درک وقدردانی از یکدیگر و اتحاد در تعهدات اجتماعی. (استوور، ترجمه نجف بیگی و صرافی زاده،1375 ). از جمله وسایل عمده ای که از طریق آن می توان به تحرک روانی، هویت ملی، احساس یگانگی، استقلال و اعتماد به نفس رسید، آموزش و پرورش است و در این مورد فناوری اطلاعات می تواند نقش عمده ای داشته باشد. رشد فناوری اطلاعات در کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته، بخصوص در زمینه وسایل ارتباط جمعی موجب ایجاد فرصت های تازه ای در آموزش و پرورش می شوند. چون آموزش و پرورش زیربنای همه توسعه های اقتصادی، اجتماعی و.... می باشد. اطلاعات و ارتباطات به ایجاد «محیط آموزشی» منجر می گردد که در آن خود هم وسیله و هم موضوع بحث است. به عنوان وسیله موجب می شود تا تعداد زیادی از مردم، بخصوص در مناطق روستایی، به مهارت های اولیه مجهز شوند. به عنوان موضوع یا پیکره اطلاعات به مردم اجازه می دهد تا با یکدیگر بهتر ارتباط برقرار کنند و از مراودات اجتماعی بهره مند شوند. بین فناوری اطلاعات و آموزش، روابط روشن و معناداری وجود دارد. چون اول اینکه اطلاعات و ارتباطات مکمل توسعه خردمندانه است. در نظر بسیاری از مردم کشورهای کم توسعه یافته، مدرسه مساوی و یا معادل وسایل ارتباط جمعی تلقی می شود و از طریق فناوری اطلاعات است که مردم دانش کسب می کنند. حتی محتوای بعضی از برنامه ها که طبیعتا آموزشی نیستند، موجب فراگیری فرد می شود و امکان پیشرفت دموکراسی وعدالت را میسر می سازد. دوم اینکه وجود اطلاعات بسیار زیاد و مجموعه آنها در طبقه بندی های تخصصی موجب شده تا افراد به طور قابل ملاحظه ای به دانش و کاربرد آن دسترسی یابند. نظریاتی از قبیل «دهکده جهانی» دنیای کامپیوتر و ایجاد تمدن از طریق ابزار بصری، دلالت بر رشد محیط جدیدی دارند که در آن فناوری اطلاعات و آموزش، همه در اطراف ما هستند. دسترسی به اطلاعات خاص باعث می شود تا افراد در حل مشکلاتشان از آن استفاده کنند. سوم اینکه تسهیلات فناوری اطلاعات در بسیاری از کشورها موجب تدوین برنامه های آموزشی کارآفرین و خلاق گردیده وبعضی برنامه های آموزشی رسمی مکمل دروس مدرسه یا دانشگاه شده اند. بعضی از این تسهیلات غیر رسمی تر هستند و برای بزرگسالانی که به دانش فنی و یا حتی سرگرمی نیاز دارند تهیه می شوند. چهارم، فناوری اطلاعات، خصوصا وسایل ارتباطات آموزش از راه دور موجب می شود تا کیفیت آموزش از طریق ابزار تصویری و صوتی در مدرسه بالا رود. فناوری اطلاعات می تواند به آموزش دانش آموزانی بپردازد که بنا به عللی به مدرسه دسترسی ندارند و مدت های مدیدی است که در مناطق روستایی از تحصیل بازمانده اند. از طریق آموزش از راه دور (نرم افزارCD  -VCD  و...) می توان به سواد آموزی پایه ای، آموزش ریاضی، مهارتی، تغذیه  و کشاورزی به لازم التعلیم ها و بزرگسالان اقدام کرد. فناوری اطلاعات، وسایل آموزشی برنامه ریزی شده ای را در بر می گیرد که به عنوان وسیله گفت و شنود برای دانش آموزانی که به کمک اضافی نیاز دارند به کار برده می شود و موجب می گردد....

                                                                                                    ادامه مطلب

عوامل موثر در ترک تحصیل دانش آموزان

تعلیم و تربیت و معضلات و مشکلات مربوط به آن یکی از بحث انگیزترین مسائل در جوامع مختلف بوده و هست. دلایل این اهمیت را نیز می توان به نکاتی چون لزوم تعلیم و تربیت صحیح نسل آ تی، حساسیت و شکنندگی کودکان، نوجوانان و جوانان در مقابل مسائل مختلف؛ سرمایه گذاری و دولتمردان جوامع برای دستیابی به موفقیت بیشتر با استفاده از تخصص نسل جوان؛ تاکید والدین بر تعلیم و تربیت درست فرزندان؛ حرکت سرسام آور جوامع به سوی رشد و ترقی و بسیاری نکات ریز و درشت دیگری نسبت داد و درست به دلایل ذکر شده ترک تحصیل دانش آموزان یکی از معضلاتی است که می توان آن را به دلایل مختلف آفتی برای ساختار آموزشی- پرورشی جوامع دانست. شاخص ترین دلایل و راهکارهای جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان دبیرستانی در عوامل زیر خلاصه می شود؛ 1- فراهم شدن زمینه مناسب برای تحصیل همه جوانان و نوجوانان زیر بیست و یک سال: در بسیاری از کشورها حداکثر سن برای تحصیل در دوره دبیرستان18  سال است و پس از این سن دانش آموزان به فرض اشتیاق به ادامه تحصیل باید راهی مدارس شبانه شوند. حضور در مدارس شبانه عاملی برای ترک تحصیل دانش آموزان است. از این رو با ارتقای سطح سنی، این معضل برطرف شده و دانش آموزان بدون ترس و هیجان بویژه هیجان ناشی از افزایش سن می توانند به تحصیل بپردازند. به عقیده پژوهشگران در قرن حاضر که بسیاری از دانش آموزان با مشکلات فراوانی چون ناتوانی در تامین نیازهای اقتصادی- اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند افزایش سن تحصیل در دبیرستان راهکاری است تا دانش آموزان بتوانند در کنار کار به تحصیل نیز بپردازند. براساس پژوهش های انجام شده بالاترین آمار ترک تحصیل مربوط به ترک تحصیل به دلیل افزایش سن و امتناع دانش آموزان از حضور در مدارس شبانه است. 2- مدارس ویژه دانش آموزان19  تا21  سال:خجالت دانش آموزانی که نسبت به همکلاسی های خود سن بالاتری دارند عاملی دیگر برای ترک تحصیل آنها است. بنابراین با ساخت مدارس ویژه دانش آموزان19  تا21  ساله می توان گام موثری جهت جلوگیری از ترک تحصیل این رده سنی برداشت. این مدارس باید جدا از مدارس شبانه فعالیت کرده و از هر نظر حتی از جهت زمانی مانند سایر مدارس مقطع دبیرستان باشند. 3- بر روی تک تک دانش آموزان تمرکز کنیم: به عقیده پژوهشگران انجمن بین المللی مطالعات آموزشی آمریکا NEA() مرکز آموزشی ای می تواند در زمینه آموزش و پرورش دانش آموزان موفق عمل کند که از وضعیت آموزشی- پرورشی فرد فرد دانش آموزان آگاه باشد. این تمرکز با کاهش تعداد کادر آموزشی و انتخاب افراد زبده، ارتباط منظم و موثر والدین و اولیای مدرسه، ارتباط صمیمانه (در حد معقول و منطقی) بین دانش آموزان و آموزگار، کاهش تعداد دانش  آموزان در هر کلاس (حداکثر بین18  تا25  نفر)، برنامه ریزی منظم برای رسیدگی به وضعیت درسی دانش آموزان و برگزاری کلاس های تقویتی منظم به منظور رفع ضعف های آموزشی میسر است. پژوهشگران ، برگزاری برنامه های تفریحی دسته جمعی در پایان هفته و حتی در طول تعطیلات تابستان را یکی از شیوه های افزایش ارتباط میان دانش آموزان با یکدیگر و دانش آموزان با اولیای مدرسه بویژه آموزگار می دانند. این ارتباط زمینه ساز حل بسیاری از مشکلات آموزشی- پرورشی است. در حقیقت به هر میزان موانعی چون ترس، خجالت و بی اعتمادی میان دانش آموزان و آ موزگار و... برطرف شود به همان میزان امکان موفقیت دانش آموز افزایش می یابد. 4- گسترش زمینه تحصیل:محدود کردن رشته های تحصیلی و القای این باور که ادامه تحصیل در برخی رشته های تحصیلی ضامن موفقیت بوده و ادامه تحصیل در سایر رشته ها، آینده روشنی را به دنبال ندارد دانش آموز را از ادامه تحصیل دلزده می کند....

                                                                                                        ادامه مطلب